مقالات

بایدها ونبایدها در تفسیرترتیبی وموضوعی ( از استاد آیت اله مصباح یزدی)

گر چه تفسیر موضوعی سابقه زیادی دارد و قرن هاست که بزرگان ما کم و بیش این روش را داشته و  «آیات الاحکام»، «امثال قرآن» یا داستان ها و قصص انبیا را تألیف کرده اند، ولی اصطلاح تفسیر موضوعی اصطلاح نسبتاً جدیدی است که در مقابل تفسیر ترتیبی قرار دارد. در تفسیر ترتیبی، کسانی که مایلند تفسیر آیات قرآن را یاد بگیرند و بفهمند، از یک جا شروع نموده به ترتیب آیات پیش می روند و بالطبع کسانی که می خواهند تفسیر همه قرآن را یاد بگیرند، از سوره «حمد» شروع کرده به سوره «ناس» ختم می کنند. عمده تفسیرها این گونه هستند. در مقابل، گاهی به جای اینکه مفسر سوره ای را انتخاب نموده و از اول تا آخر آن را تفسیر کند، مطلب یا سوال خاصی به قرآن کریم عرضه می¬کند تا پاسخش را از قرآن بدست آورد. معمولاً به دست آوردن این جواب از یک آیه حاصل نمی شود، بخصوص اگر ما بدانیم آیات متعددی در این زمینه هستند که مفاهیمشان کمابیش با یکدیگر متفاوت است و هر یک به جنبه¬ای از موضوع پرداخته است. فرض کنید فردی می‌خواهد نظر قرآن را درباره کسانی که بهشتی می شوند، نجات می یابند و اهل فلاح هستند (مفلحین) بداند و شرایط آنها را جویا شود. می دانیم که این واژه در قرآن زیاد استعمال شده و در هر جایی شرایط خاصی ذکر گردیده که عین هم نیستند. آن گونه نیست که هر جا کلمه «مفلح» یا «افلح» یا «فلاح» آمده باشد فقط چند مفهوم مخصوص از آن برداشت بشود. به هر حال، پیش از اینکه مراجعه کنیم، برای ما این احتمال هست که در یک جا بعضی از اوصاف ذکر شده و در یک جا بعضی از اوصاف دیگر گفته شده باشد. احتمال هم می دهیم که گاهی بین این برداشت هایی که از آیات می شود دست کم تضاد ابتدایی وجود داشته باشد. حال چگونه باید اینها را جمع کرد؟

 

مثلاً در رابطه با «مفلحین» قرآن در آیاتی برپا کردن نماز و پرداخت زکات را، و در آیه دیگر خشوع در نماز را شرط می داند: قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ هُمْ فِی صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ وَالَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ وَالَّذِینَ هُمْ لِلزَّكَاةِ فَاعِلُونَ وَالَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ (سوره مؤمنون/ آیه5-1)

 ما باید اینها را جمع آوری کنیم تا بفهمیم مجموعاً چه چیزهایی از نظر قرآن در فلاح دخالت دارد. پس تلاش ما در تفسیر مبتنی بر آیه خاص و بلکه سوره خاصی نیست، بلکه تلاش ما مبتنی بر مطلب خاص و موضوع خاص بوده و این تفسیر موضوعی است.

تفسیر موضوعی جزء نگر و کل نگر :

 تفسیر موضوعی به دو معناست، یکی اینکه پاسخ یک مطلب یا سوالی را که ارتباطی با موضوعات دیگر ندارد از قرآن کریم جستجو می¬کنیم . این را میتوان تفسیر موضوعی جزءنگر نامید. معنای دیگر تفسیر موضوعی، این است که بخواهیم کل قرآن را تفسیر موضوعی کنیم. این تفسیر موضوعی کل نگر است. در این نحو از تفسیر موضوعی، باید یک نظمی برای کل موضوعات قرآن در نظر گرفت که از کجا شروع شود تا به تفسیر بهتر کمک کند، تقدم و تأخر و ترتیب موضوعات چگونه باشد . بطور مثال اگر بخواهیم نظر قرآن را در موضوع حجاب بدست بیاوریم، برای این امر تنها آیات حجاب را بررسی می کنیم . اما اینکه حجاب با حقوق زن چه ارتباطی دارد؟ با رابطه متقابل زن و مرد در زندگی چه ارتباطی دارد؟ آیا حقوق زن و مرد در عرض هم هستند یا یکی بر دیگری تقدم دارد؟ از جمله مسائلی هستند که ربطی به مسئله حجاب ندارد. اما در تفسیر کل نگر باید ارتباط بین موضوعات را در نظر بگیریم . اینکه از کجا شروع کنیم و به کدام موضوع بیشتر اهمیت دهیم، در تفسیر موضوعی کل قرآن مطرح می شود.

مراحل تفسیر موضوعی :

 در تفسیر موضوعی فرض ما این است که یک سوالی برایمان مطرح شد، می خواهیم جوابش را پیدا کنیم. تفسیر موضوعی چند مرحله دارد.

 1- جمع آوری آیات: مرحله اول جمع آوری آیات است مثلاً برای مسئله حجاب، یک راه ساده این است که هر چه کلمه حجاب در قرآن هست جمع آوری کنیم، یعنی به معجم المفهرس مراجعه کنیم، هر چه کلمه حجاب است پیدا نمائیم. این روش مطلوبی نیست، چرا که موضوعی که ما به دنبالش می گردیم همیشه با لفظ «حجاب» نمی آید، ممکن است لفظ «ستر» یا عناوین دیگر باشد. یک وقت ما مطمئن هستیم که هر چه آیه درباره این موضوع هست، از چند کلمه خارج نیست. اگر چنین اطمینانی داشته باشیم می توانیم به جای یک کلمه به چند کلمه مراجعه کنیم. فرض کنید در مورد حجاب، از کلمه «ستر» هم استفاده کنیم، ولی این هم کافی نیست، زیرا گاهی اصلاً آن واژه در آیه به کار نرفته است و از سیاق آیات این مطلب استفاده می شود. بنابراین، روش صحیح در تفسیر موضوعی این است که مفسر در هر موضوعی که می خواهد بررسی کند، دست کم یک بار از اول سوره «حمد» تا آخر سوره «ناس» قرآن را با دقت ببینید که این آیه آیا ارتباطی با آن موضوع دارد یا نه. هر جا که به نظر می رسد ارتباط با آن موضوع دارد، آن را در فیش یادداشت کند. اگر موضوع مهمی باشد، یک بار هم کافی نیست، لازم است یک بار دیگر هم حتماً با وسواس مراجعه کند تا ببیند چیزی از قلم نیفتاده باشد، زیرا ممکن است مفهوم یک آیه، توجه اش را جلب کند و از نکته خاصی غافل شود.

 2- دسته بندی آیات: در این مرحله مفسر باید روی آیات جمع آوری شده مرور کند که این احتمالات چه قدر ارزش شناختی دارد. دست کم با دو مشخصه آنها را درجه¬بندی کنیم: یکی احتمال ظهور در معنا و دیگر، از حیث اهمیت، که یک ستاره یا دو ستاره می شود به آنها داد.

 3- برداشت ابتدایی از آیات: یعنی اینکه ما خودمان، صرف نظر از احتمالات عقلی، علمی و تاریخی، از این آیه چه می فهمیم؟ در این مرحله، برداشت اجمالی از آیه به دستمان می آید. بعد مثلاً می گوئیم حجاب با توجه به سنین اشخاص فرق می کند. حجاب مرد برای زن، حجاب زن برای مرد و سایر چیزهایی که به نظرمان می رسد. البته تشخیص این موارد مشکل است.

 4- دسته بندی موضوعات مختلف و طرح ریزی : مرحله بعد از دسته بندی، که البته این کار را ضمن دسته¬بندی ولی بعنوان کار خاص هم می شود انجام داد، ترتیب بین این دسته بندی¬هاست، یعنی پس از مشخص کردن تعداد دسته ها، بین آنها ترتیب برقرار کنیم .

 5- برای حصول اطمینان تمام آیات را با هم بررسی کنیم و تمام قرائن را در نظر بگیریم : اولین کار اینست که باید به لغت مراجعه کنیم باید مطمئن شویم که معنای دقیق آیه، همان است که ما برداشت کرده ایم، چون گاهی اوقات برداشت های انسان به خاطر برخی اصطلاحات رایجی است که در ذهنش می آید و چه بسا معنای کلمه ای در زبان قرآن با معنای اصطلاحی آن تفاوت داشته باشد. از این رو مفسر باید دقیقاً بگردد تا معنای لغوی و عرفی آن کلام را بفهمد، بخصوص اگر می تواند، با توجه به دلایل و شواهدی که در زمان نزول همین معنا مقصود بوده عمل کند.

 گاهی معنا و مفهوم آیه با استفاده از قرائن کامل می شود و قرائن هم یقینی است و زود انسان یقین می کند ولی گاهی این گونه نیست که قرائن دقیقاً برای ما زمان، مکان، جزئیات و ابهامات را مشخص کند . از این رو، سعی می کنیم از آیات دیگر کمک بگیریم تا مسئله را حل نمائیم . اما اگر حل نشد، نوبت به روایات یا احیاناً مباحث عقلی می رسد. البته به شرطی که آنها هم معتبر باشد. در غیر این صورت، تحت عنوان احتمال مطرح کرده و آخرش تصریح می کنیم که محتمل است.

 
آسیب شناسی تفسیر ترتیبی و موضوعی :

 اگر بررسی کنیم می¬بینیم برای هر یک از روشها، اعم از تفسیر ترتیبی و موضوعی، آسیب هایی ممکن است وجود داشته باشد.

 تفسیر ترتیبی، صرف نظر از روش تفسیر قرآن به قرآن، این آسیب را دارد که چه بسا این معنایی که از آیه ای بدست می آوریم، ناسخ، مخصص یا مقیدی داشته باشد که ما از آن غافلیم واگر به آنجا مراجعه کنیم، معنای آیه عوض شود. و اگر فقط به روش تفسیر ترتیبی اکتفا کنیم، چه بسا حرف ما ناقص باشد و اشتباه در آید. این آسیبی برای تفسیر ترتیبی است.

 مشابه آن در تفسیر موضوعی است، یعنی اگر ما به موضوعات توجه کنیم و از ترتیب غافل شویم، ممکن است سیاق آیه و مقدمات و مؤخرات آیات در فهم معنای جمله ای که ما می خواهیم استفاده کنیم، دخالت داشته باشد و در تفسیر موضوعی این نکته ممکن است آسیب وارد کند. این دو آسیب واقعاً جای توجه دارد. از این رو، اگر کسی می خواهد تفسیر ترتیبی انجام دهد، باید تفسیر قرآن به قرآن را هم در نظر داشته باشد و حتی اگر تفسیر به حدیث هم می کند، باید برای کامل شدنش حتماً به آیات دیگر نیز توجه داشته باشد، کاری که مرحوم علامه طباطبائی (رضوان ا... تعالی علیه) در صدد انجامش بودند.

 این رفع آسیب تفسیر ترتیبی است، تفسیر ایشان ترتیبی است، ولی برای اینکه آسیب وارد نشود، سعی کرده اند از آیات دیگر هم استفاده کنند، یعنی یک نوع کار تفسیر موضوعی را هم در ضمن تفسیر ترتیبی انجام داده اند.

 بنابراین، باید تأکید کرد کسی که می خواهد آیه ای را تفسیر کند، فقط به خود آیه، به نصف آن یا یک جمله تنها یا بخشی از آیه اکتفا نکند و احتیاطاً جلوترش را هم ببیند، تا اگر می تواند در فهم آیه دخالتی داشته باشد، از آنها غافل نشود.



نوشته شده توسط: خانم نقوی در تاریخ: 1395/06/19 9:18 PM
نام  
پست الکترونیک
متن پیام  
تصویر امنیتی