مقالات

آشنایی با علوم قرآنی از دیدگاه استاد شهید مرتضی مطهری

علوم قرآني را مجموعه اي از علوم متفاوت می نامند كه در  استنباط صحيح از معارف قرآني به كار مي آيد و بنابر نظر بزرگاني مي گويند:منابعي كه به وسيله علوم قرآني به دست آمده است هم براي درك جنبه سريع و آشكار مفيد است و هم به كار فهم محتواي قرآن مي آيد(1) و در نتيجة اين سخن مشاهده مي شود كه بزرگان اين فن مانند سيوطي در كتاب اتقان خويش به 80 نوع علوم مختلف قرآني پرداخته است.

البته شايان توجه است كه در استنباط قرآن معارف فراواني چون فلسفه، عرفان و .... به كار مي آيد اما علوم مورد نظر قرآن پژوه، علومي است كه مستقيماً و نه با چندين واسطه به خود قرآن مربوط مي شود مانند قرائات، اعجاز، وحي، و غيره.

با اين وجود هيچ يك از اين علوم و معارف عالي مرتبه نبايد به عنوان هدف در نظر گرفته شود بلكه بايد وسيله اي براي رسيدن به غايت عالي حضرت حق از نزول قرآن قرار گيرد .

در قرن اول نخستين كسي كه در باره علوم قرآن و تفسير آيات سخن گفت و مطالب بسياري از ايشان در دسترس هست مولاي متقيان حضرت علي (ع) است و نيز عبدالله بن عباس از پيشگامان فن تفسير و عالمان قرآن به شمار ميآيد.

در رتبه بعدي از ديگر صحابه پيامبر نظير عبدالله بن سعود ابي بن كعب از تابعين شهيد بزرگوار و شيعه عالي مقام سعيدبن جبير نخستين كسي است كه در زمينه تفسير قرآن كتابي را تصنيف كرده است همچنان كه از يحي بن يحمير شاگرد ابوالاسود-دولي نام برد و اين فرد اولين كسي است كه در فن قرائت كتابي را تاليف كرده است.(2)

 

عظمت قرآن

وَلَوْ أَنَّمَا فِی الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلَامٌ وَالْبَحْرُ یمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ مَا نَفِدَتْ كَلِمَاتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَكِیمٌ.(3)

اگر آنچه درخت در زمين است قلم باشد و دريا را هفت درياي ديگر به ياري آيد سخنان خدا پايان نپذيرد قطعاً خداست كه شكست ناپذير حكيم است.

استاد مطهري در باب عظمت قرآن سخناني دلپذير و جذاب دارند كه به آن اشاره مي¬كنيم. قرآن نفوذ فوق¬العاده خويش را از چه دارد ؟ از زيبائي و فصاحتش دارد. قرآن آن معاني را كه با عمق وجدان و اعماق روح انسان سروكار دارد از درون انسان بيرون مي كشد و به تعبير خودش مذكر ( يادآوري كننده ) است و چون معجزه باقيه پيامبر اسلام (ص) است حقايقش را آنچنان با زيبائي خارق¬العاده¬اي بيان ميكند كه اعجاب¬آور است و تا بحال چقدر اين فصاحت قرآن از مردم اشك گرفته است. (4)

در ميان نثرها ، تنها كتاب نثري در عالم كه قابل حفظ كردن است، يعني ذهن آن را براي حفظ كردن مي پذيرد قرآن است. شما كتاب به نثر ديگري درعلم نمي توانيد پيدا كنيد كه انسان بتواند عبارت هاي آن را حفظ كند.( 5 ) قرآن روحيه ها را نقاشي ميكند. جمله¬هایي را كه افراد مي گويند وخودشان نمي توانند توضيح بدهند،  بيان مي كنند. (6)

 

قرآن يگانه نثري است آهنگ پذير(7)

از جمله مواردي كه قرآن را از ساير معارف بشري جدا مي كند سبك قرآن است قرآن يك سبك و اسلوب مخصوص به خود دارد كه چنين سبكي در زبان عربي سابقه ندارد .(8)

عشق و علاقه مسلمين به قرآن، منشأ و مبدأ يك سلسله علوم ادبي و عقلي شد كه اگر قرآن نمي بود اين علوم به وجود نمي آمد. (9)

 

قرآن كتاب توحيدی است به معنی تمام کلمه (10 )

بهترين تعبير درباره قرآن از امير المومنين علي(ع) است كه حضرت مي¬فرمايد: خدا در اين كتاب، خودش بر مردم تجلي كرد يعني اصلاً اين ظهور خداست. (11)

 

فصاحت و بلاغت

شناخت عمق معاني ژرف قرآن كريم بي هيچ شائبه اي نيازمند آشنائي با فنون بلاغت است مجموع فنون بلاغت حاوي اصول و قواعدی است که به سخنور، گوینده یا نویسنده می آموزد که از کدام واژه استفاده کند و از انتخاب چه کلماتی بپرهیزد تا گفتارش فصیح و قابل درک بوده، می¬آموزد هر مخاطب دارای حالتی خاص بوده و هر سخن باید در موقعیتی مخصوص به خود القاء شود .

فصاحت دارای سه نوع تعریف است.

الف. فصاحت در کلمه: آن است که از عیوب چهارگانه (تنافر حروف، غرابت در استعمال، خلاف قواعد صرفی، کراهت در سمع) خالی و مبّرا باشد.

ب. فصاحت در کلام: آن است که مفهوم و محتوا، سریع و کامل به ذهن مخاطب انتقال یابد.

ج. فصاحت در متکلم: آن است که کلمات گوناگون زبان تکلم را می شناسد و قادر است واژه ای فصیح و بی¬عیب را از واژه هایی که دارای عیبند بازشناسد و از به کارگیری آن ها در ترکیب کلام خویش بپرهیزد.

کلام بلیغ کلامی است که پس از مسلّم بودن فصاحت آن با حال مخاطب یا مخاطبان هماهنگی و مطابقت داشته باشد.(12)

شهید مطهری در مورد تأثیر فصاحت قرآن چنین می فرمایند: «قرآن دارای دو خصوصیت است: یکی خصوصیت محتوای مطالب که از آن تعبیر به حقانیت می کند و دیگری زیبایی قرآن نیمی از موفقیت خویش را از این راه دارد که از مقوله زیبایی و هنر است. قرآن فصاحتی دارد، فوق حد بشر و نفوذ خود را مرهون زیبایی¬اش است و خود قرآن کریم به این زیبایی و فصاحت خودش چقدر می نازد و چقدر در این زمینه بحث می کند و اصلاً راجع به تأثیر آیات قرآن در حوزه قرآن چقدر بحث شده است این تأثیر مربوط به اسلوب قرآن یعنی فصاحت و زیبایی آن است.

اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِیثِ كِتَابًا مُتَشَابِهًا مَثَانِی تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِینَ یخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِینُ جُلُودُهُمْ وَقُلُوبُهُمْ إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ ذَلِكَ هُدَى اللَّهِ یهْدِی بِهِ مَنْ یشَاءُ (13)

خدا زیباترین سخن را به (صورت) کتابی، متشابه، متضمن وعده و وعید، نازل کرده است. آنان که از پروردگارشان می هراسند، بدنشان از آن به لرزه می¬افتد، سپس پوستشان و دلشان به یاد خدا، نرم می گردد این است هدایت خدا، هر که را بخواهد به آن راه نماید.

یکی از وجوه اعجاز قرآن  همان جنبه هنری است که اصطلاحاً آن را فصاحت و بلاغت می گویند ولی این تعبیر نارسا است زیرا فصاحت به معنای روشنی و بلاغت به معنای رسایی است ولی این گونه تعبیرات برای رساندن مقصود کافی نیست و باید به آن جذابیت را اضافه نمود که حاکی از دلربایی قرآن باشد زیرا قرآن به نحو خاصی در دل ها نفوذ می کرد و باربابندگی ویژه¬ای که داشت با سرعت عجیبی تأثیر می نمود و آنها را شکار می کرد. (14)

 

محکم و متشابه

هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَیكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آیاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ( 15)

اوست کسی که این کتاب (قرآن) را بر تو فرو فرستاد و پاره ای از آن آیات محکم (صریح و روشن) است آنها اساس کتابند و (پاره ای) دیگر متشابهند (تاویل پذیرند) شیخ طوسی می نویسد محکم آن است که به خاطر وضوحش بدون قرینه یا دلالت (خارجی) به صرف توجه به ظاهرش مراد از آن دانسته شود.

متشابه آن است که با توجه به ظاهرش مراد از آن دانسته نشود، مگر آن که قرینه ای (خارجی) بر آن افزوده شود که معنای مراد را برساند. (16)

معروف ترین کتاب از آثار قدما در زمینه تشریح متشابهات «متشابه القرآن» اثر قاضی عبدالجبار همدانی (م 415ق) است بعضی از آثار قدیمی شیعه عبارتند از حقایق التأویل اثر شریف رضی. شهید مطهری درباره آیات محکم و متشابه می فرمایند:

آیات محکمات، آیاتی است که از نظر لفظ و عبارت تک معنی است یعنی بیش از یک معنی و یک مفهوم از عبارات آن نمی توان استفاده کرد. ولی آیات متشابهات، آیاتی است که در آن واحد از آنها چند معنی می توان استنباط کرد و البته برای این که در معانی متشابه به اشتباه نیفتیم، باید آیات محکم را مقیاس و معیار قرار بدهیم که آیات محکم اُمُّ الکتاب است. (17)

آیات محکم مرجع آیات متشابه به حساب می آیند آیات متشابه برای فهمیدن و تدبر کردن هستند اما در آنها باید به کمک آیات محکم تدبر کرد. (18)

 

وجه نامگذاری قرآن

هر یک از اسمای کتاب خداوند، دارای وجه تسمیه و علت و حکمتی است. در این فصل تنها در خصوص نام قرآن به بحث می¬پردازیم.

حقیقت قرآن فراتر از آن است که در قالب الفاظ بگنجد، واقعیت قرآن در بر گیرنده عمیق ترین معارف معنوی است. این محتوای بلند برای این که در خور فهم بشر در آید از مقام برتر خود تنزل یافته و به مقام قراءت رسیده و خواندنی گشته تا امکان تعقل آن برای بشر فراهم آید.

معانی هرگز اندر حرف ناید

که بحر بیکران در ظرف ناید

مفسر و اندیشمند بزرگ قرآن علامه طباطبائی به این نکته بسیار لطیف اشاره فرموده¬اند و در معنای آیه شریفه  إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِیاً لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ، وَإِنَّهُ فِی أُمِّ الْكِتَابِ لَدَینَا لَعَلِی حَكِیمٌ،(19)

می گویند، مراد از ام الکتاب همان لوح محفوظ است و نامگذاری لوح محفوظ به اُمّ الکتاب بدین جهت است که آن سرمنشأ همه کتب آسمانی است و مقصود از (عَلِیُّ) شرافت قدر و منزلتِ قرآن است که عقول را توان رسیدن به آن نیست و منظور از حکیم بودن قرآن آن است که قرآن در جایگاه اوّلی و اصلی خویش تفصیلی و تقسیمی به سوره ها و آیات و کلمات نداشته و این تفصیل پس از آن صورت گرفته که به صورت قرآن عربی در آمده است . (20)

 

وحی در قرآن :

وحی در قرآن در مورد فرشتگان، شیاطین، انسان، حیوان و زمین به کار رفته است.

الف) الهام روحانی به ملائکه:  إِذْ یوحِی رَبُّكَ إِلَى الْمَلَائِكَةِ أِنِّی مَعَكُمْ «هنگامی که پروردگارت به فرشتگان وحی می کرد که من با شما هستم . (21)

ب) الهام روحانی به انسان: وَأَوْحَینَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِیهِ «و به مادر موسی وحی کردیم که او را شیر ده»(22)

ج) الهام روحانی به جمادات: یوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا، بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحَى لَهَا «آن روز است که زمین خبرهای خود را باز گوید همان گونه که پروردگارت بدان وحی کرده است. (23)

د) وسوسه شیطانی: وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِی عَدُوًّا شَیاطِینَ الْإِنْسِ وَالْجِنِّ یوحِی بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ «بدین گونه برای هر پیامبری دشمنی از شیطان های انس و جن برگماشتیم» (24)

هـ) اشاره:   َخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ مِنَ الْمِحْرَابِ فَأَوْحَى إِلَیهِمْ أَنْ سَبِّحُوا بُكْرَةً وَعَشِیا «پس از محراب بر قوم خویش در آمد و ایشان را آگاه گردانید (اشاره کرد) که روز و شب به نیایش بپردازند» (25)

و) غریزه : وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ «و پروردگار تو به زنبور عسل وحی (الهام غریزی) کرد» (26)

 

وحی نبوی و اقسام آن

در قرآن کریم این واژه و مشتقات آن نزدیک به هفتاد بار در خصوص پیامبران به کار رفته است علامه طباطبائی می فرمایند «ادب دینی در اسلام اقتضا می کند که ما این تعبیر را در غیر انبیاء به کار نبریم . (27)

ایشان می فرماید: وحی یک نوع تکلیم آسمانی (غیرمادی) است که از راه حس و تفکر عقلی درک نمی شود بلکه درک و شعور دیگری است که گاهی در برخی از افراد به مشیت الهی پیدا می شود و دستورات غیبی را که از حس و عقل پنهان است از وحی و تعلیم خدایی دریافت می کند. (28)

 

اقسام وحی نبوی

اتصال و ارتباط غیبی میان پیامبران و خداوند که ما آن را وحی می نامیم به سه صورت امکان پذیر است.

وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَنْ یكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْیا أَوْ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ أَوْ یرْسِلَ رَسُولًا «و هیچ بشری را نرسد که خدا با او سخن گوید جز از راه وحی، یا فراسوی حجابی، یا فرستاده¬ای بفرستد» (29)

پس اقسام وحی پیامبران عبارتند از :

الف) وحی مستقیم

ب) وحی از ورای حجاب مانند شجره طور که موسی سخن خدا را می شنید ولی از ناحیه آن.

ج) گفتار خدایی که ملکی آن را حمل نموده به بشر رساند.

وحی قرآنی فقط از دو قسم الف و ج بوده است . (30)

مهمترین خصیصه ای که پیامبران را از سایر انسانها جدا می سازد همین وحی است.

 

چگونگی وحی مستقیم

دشوارترین نوع وحی، وحی مستقیم بوده است إِنَّا سَنُلْقِی عَلَیكَ قَوْلًا ثَقِیلًا «در حقیقت ما به زودی بر تو گفتاری گرانبار القا می کنیم» (31)

امین الاسلام طبرسی در ذیل آیه پنج سوره مزمل روایتی نقل می کند که حارث بن هشام از پیامبر(ص) پرسید: وحی چگونه بر شما نازل می شود؟ فرمود گاهی مانند صدای زنگ می آید و این شدیدترین حالت وحی بر من است که مرا کوفته و خسته می نماید و در عین حال همه گفته ها را حفظ می کنم و گاه فرشته ای به صورت مردی مشتمل شده آنچه می گوید حفظ می شوم . (32)

 

اسباب نزول

به طور کلی آیات قرآن کریم به دو دسته تقسیم می گردند:

اول آیاتی که بدون سبب خاص و تنها به خاطر هدایت و ارشاد عموم مردم نازل شده اند.

دوم آیاتی که نزول آن به انگیزه ای خاص بوده، بسیاری از آیات و یا سور قرآن ناظر به حوادث و اتفاقاتی بوده است که در طول مدت بعثت پیامبر به وقوع می پیوسته است.

شناخت اسباب نزول موجب شناخت علت تشریع احکام در قرآن و درک بهتر مقاصد آیاتی که فهم آنها با قراین خارجی همراه بوده است می گردد.

سبب خاصی که موجب نزول آیه ای گشته است، مفاد عمومی آیه را به مورد خاص خودش محدود نمی کند .

 

پی نوشتها

1. در آستانه قران، اثر بلاشر، ص 228

2. التمهید فی علوم القرآن، ج1، ص7

3. سوره لقمان/آیه 27

4. فلسفه اخلاق، ص 64

5. آشنایی با قرآن(5)، ص228

6. آشنایی با قرآن (3)، ص35

7. نبوت، ص 229

8. نبوت، ص 227

9. وحی نبوت، ص79

10. تکامل اجتماعی انسان، ص83

11. نبوت، ص 239

12. برگزیده ای از کتاب علوم بلاغت، صص1-16

13. سوره زمر/ آیه 23

14. آشنایی با قرآن، جلد1 و 2 ، ص247

15. آل عمران/7

16. تفسیر بنیان ذیل تفسیر آیه¬ی سوره آل عمران

17. حماسه حسینی، ج1، ص 318

18. آشنایی با قرآن 1و2، ص24

19. سوره زحرف/ آیه 3 و 4

20. المیزان، جلد8، ص4

21. سوره انفال/ آیه 12

22. سوره قصص/ آیه 7

23. سوره زلزال/ آیه 4و5

24. سوره انعام/ آیه 112

25. سوره مریم/ آیه 11

26. سوره نحل/ آیه 68

27. المیزان، جلد2، ص 292

28. قرآن در اسلام، صفحه 125

29. سوره شوری/ آیه 51

30. علامه طباطبائی، قرآن در اسلام، صفحه15

31. سوره مزمل/ آیه 5

32. مجمع البیان، جلد1، صفحه 570





نوشته شده توسط: خانم نقوی در تاریخ: 1395/06/19 9:15 PM
نام  
پست الکترونیک
متن پیام  
تصویر امنیتی